...
𝙻𝚘𝚟𝚎 𝚖𝚎 𝚊𝚐𝚊𝚒𝚗
𝙿𝚊𝚛𝚝:¹⁶
نفسم رو آروم بیرون دادم و سرم رو به شونهش تکیه دادم. چند ثانیه چیزی نگفت. فقط همونطور کنارم موند.
بعد از یه سکوت کوتاه، خیلی آروم گفتم:
ا/ت: کاش اون روز تولدم رو یادم میاومد.
تهیونگ: میتونیم دوباره بسازیمش.
سرم رو از روی شونهش برداشتم و نگاهش کردم.
ا/ت: یعنی دوباره برام تولد بگیری؟
تهیونگ: چرا که نه؟
ا/ت: بازم دستبند میدی؟
تهیونگ خندید.
تهیونگ: اگه این بارم خوشت بیاد، آره.
ا/ت: شاید این بار یه چیز دیگه بخوام.
تهیونگ: مثلاً چی؟
چند ثانیه نگاش کردم. بعد خیلی آروم گفتم:
ا/ت: یه بوسه.
تهیونگ اول فقط نگام کرد، بعد خنده کمرنگی روی لبش نشست.
تهیونگ: فقط یکی؟
صورتم گرم شد.
ا/ت: فعلاً آره.
تهیونگ آروم نزدیک شد. این بار بدون عجله، بدون حرف اضافه، لبهاش رو روی لبهام گذاشت. بوسهمون کوتاه بود، ولی خیلی آروم و صمیمی. وقتی ازم فاصله گرفت، هنوز صورتش خیلی نزدیک بود.
تهیونگ: اینم کادوی تولد با تأخیر.
بیاختیار خندیدم.
ا/ت: خیلی دیر به دستم رسید.
تهیونگ: مهم اینه که رسید.
…
𝙿𝚊𝚛𝚝:¹⁶
نفسم رو آروم بیرون دادم و سرم رو به شونهش تکیه دادم. چند ثانیه چیزی نگفت. فقط همونطور کنارم موند.
بعد از یه سکوت کوتاه، خیلی آروم گفتم:
ا/ت: کاش اون روز تولدم رو یادم میاومد.
تهیونگ: میتونیم دوباره بسازیمش.
سرم رو از روی شونهش برداشتم و نگاهش کردم.
ا/ت: یعنی دوباره برام تولد بگیری؟
تهیونگ: چرا که نه؟
ا/ت: بازم دستبند میدی؟
تهیونگ خندید.
تهیونگ: اگه این بارم خوشت بیاد، آره.
ا/ت: شاید این بار یه چیز دیگه بخوام.
تهیونگ: مثلاً چی؟
چند ثانیه نگاش کردم. بعد خیلی آروم گفتم:
ا/ت: یه بوسه.
تهیونگ اول فقط نگام کرد، بعد خنده کمرنگی روی لبش نشست.
تهیونگ: فقط یکی؟
صورتم گرم شد.
ا/ت: فعلاً آره.
تهیونگ آروم نزدیک شد. این بار بدون عجله، بدون حرف اضافه، لبهاش رو روی لبهام گذاشت. بوسهمون کوتاه بود، ولی خیلی آروم و صمیمی. وقتی ازم فاصله گرفت، هنوز صورتش خیلی نزدیک بود.
تهیونگ: اینم کادوی تولد با تأخیر.
بیاختیار خندیدم.
ا/ت: خیلی دیر به دستم رسید.
تهیونگ: مهم اینه که رسید.
…
- ۲۱۰
- ۰۱ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط